تبليغاتX
ماهی قلاب کسی را می گیرد که ب
(امیرخانی)
این وبلاگ خیلی از مسیر قبلیش و اصلیش منحرف شد....

اسباب کشی کردم به:

www.risk2.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 0:34  توسط ریسک | 
دلم واسش خیلی تنگ شده...

نمی تونم بهش بگم...دیگه نمی تونم بهش بگم...

چن روزه ندیدمش...

نمی فهمه...

شماها هم نمی فهمید...

هیچ کدومتون نمی فهمین...

هیچ کس نمی فهمه...

خودمم نمی فهمم...!

قشنگ احساس می کنم که مزاحمشم...حس بدیه!خیلی بده....

می دونی مزاحمی ولی نمی تونی خودتو کنترل کنی!!

اه!

چی بگم آخه؟؟؟؟؟؟

یه چیزی بهم گف که خیلی از خودم بدم اومد...

بهم گفت:درک کردن اینکه کسی دوسم داره، از روی رفتار شخص، خیلی برام ارزشمند تره تا اینکه کسی با حرف بهم بگه.....

ولی آخه من دیگه چی کار باید می کردم؟؟؟

۶ سال واسه  با رفتار نشون دادن کافی نبود؟؟؟

حالا که فهمیدم رفتنیم، بازم نباید می گفتم؟!

اگه نمی گفتم...اگه نگم....نمی میرم؟!!!!!

آره...از خودم بدم اومد.

اه!

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 خرداد1388ساعت 21:59  توسط ریسک | 

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 14:57  توسط ریسک | 

و از هم جدا شدیم...

در تاریخ" ۳شنبه ۲۹/۲/۱۳۸۸" از هم جدا شدیم.

بهم گفت:"بیا به هم یه قولی بدیم...وقتی از هم جدا شدیم،به همدیگه مدیونیم اگه لحظه ای احساس دوری از هم رو بکنیم."

بهم یه یادداشت بلندی داد که واقعا" زیبا بود.

در اولین فرصت اینجا می نویسم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 16:59  توسط ریسک | 
تموم شد.

دیگه فقط پیش خودش باهاش درد و دل می کنم!

اصلا اون چیزی که فکر می کردم نشد.

اصلا.

ولی خب...خب یه چیزی که از اول معلوم بود این بود که خب اون علاقه ی خاصی به من نداشت و نداره...

اما انقدر که خوبه ، اینو بهم نگفت.طوری هم رفتار نکرد که بخواد با رفتارش بهم نشون بده...

اون خیلی خوبه.خیلی.

با محبت،مهربون،دلسوز،دنبال حل مشکلات دیگرانه،طرز نگاه کردنش به مشکلات با همه فرق می کنه، اون خیلی خوبه،خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــلیــــــــــــــــــــــــــــــی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 21:8  توسط ریسک | 
تمام نامه هایی رو که خطاب به اون نوشته بودم ، دادم بهش.

خلاص.

حتما تا الآن دیگه همه چیزو فهمیده.

احساس راحتی می کنم.

حتی اگر ....

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 15:4  توسط ریسک | 
سالها زندگی می کنی تا جدا شی و .... و بعد ، جدا می شی تا سالها زنگی کنی...

خداحافظ ای دوست...

خداحافظی همیشه سخت بوده...چه برسه به اینکه بخوای از یه دوست ...دوستی که از جان عزیزتره خداحافظی کنی....

هر سلامی یه خداحافظی داره...

قانون خوبی نیس...نه...اصلا قانون قشنگی نیست.

 ای دوست ، هر شب با یاد تو به خواب می رفتم....

ای دوست ، ای عزیزتر از جانم ، هر روز به امید دیدار دوبارت...به امید اینکه یه بار دیگه نیگام کنی...نگات کنم، از خواب بلند می شدم...

ای رفیق ، دوری تو از من مثل دوری خورشید از زمینه....

هرگز در زنگیم به انداره ای که تو رو دوست داشتم ، هیچ آدمی رو دوست نداشتم....

ای کاش تو هم این احساس رو داشتی...

ای کاش هیچ وقت نمی دیدمت.

ای بابا...

باید یاد بگیریم که بتونیم توی این دنیا از چیزایی که خیلی دوسشون داریم ، دل بکنیم...

تقدیرم این بود

تقصیر خودم بود

این تقدیرو خودم درست کردم واسه خودم.

هرکی خربزه می خوره........

ما که نخوردیم ، ولی دارم پای لرزش می شینم...!

بسه.

.خداحافظ رفیق.

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 19:18  توسط ریسک | 

 عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 0:50  توسط ریسک | 
آنکه از دشمن داشتن مي ترسد ، هرگز دوست واقعي نخواهد داشت . هزلت

------------------------------------------------------

زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. ريچارد كارسون

------------------------------------------------------

در دوستي درنگ کن ، اما وقتي دوست شدي ثابت قدم و پايدار باش . سقراط

------------------------------------------------------

چيزي در جهان بهتر از دوست واقعي نيست . آکويناس

------------------------------------------------------

شوپنهاور : اگر ما چیزی را می خواهیم برای آن نیست که دلیلی بر آن پیدا کرده ایم بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم.

------------------------------------------------------

هيچ‌كس آن‌قدر ثروتمند نيست كه بتواند گذشته‌ي خود را بخرد. اسكار وايلد

------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 0:39  توسط ریسک | 
بهش گفتم هر درخواستی که ازم داری بهم بگو.... با کمال میل برات انجام می دم... هر چی باشه...

گفت:

 

" فقط رفتی اگر از این بیابان      سلامم را رسان لطفا به باران"

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 10:55  توسط ریسک |